غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

459

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

واجب الاذعان باخذ و قيد سلطان عيسى صدور يافت و بنابر آنكه در آنوقت آخر زمستان بود و علف در حوالى ماردين پيدا نمىشد تا بمحاصره مشغولى توان كرد امير صاحبقران عنان مراجعت معطوف ساخت و ولايت جزيره را كه حاكم آنملك عز الدين اظهار خلاف مينمود تاخت فرموده او را بگريزانيد و در اول بهار بار ديگر بصوب ماردين شتافت و بعد از وقوع محاصره و محاربه مهم بمصالحه انجاميده ايالت آنولايت بر سلطان صالح برادر سلطان عيسى قرار يافت . ذكر شهادت ميرزا عمر شيخ بهادر و ولادت ميرزا الغ بيك گوركان و بيان بعضى ديگر از حوادث زمان و وقايع دوران چون ميرزا عمر شيخ بحكومت ولايت فارس سرافراز شد در دار الملك شيراز بساط عدل و انصاف انبساط داده اكثر توابع و مضافات آن مملكت را بحيطهء ضبط و تسخير در آورده در وقتى كه امير تيمور گوركان از عراق عرب بجانب ديار بكر در حركت آمد بموجب فرمان واجب الاذعان با سپاهى جلادت‌نشان متوجه اردوى كيهان‌پوى گشت و از كردستان گذشته بقلعه مختصر كه آن را خرماتو گويند رسيد و اندك مردمى در آن حصار ساكن بودند و غله بسيار داشتند شاهزاده جمعى فرستاده و از ايشان طغار طلبيد و ساكنان آن قلعه نوكران آن جناب را نوميد بازگردانيدند و اميرزاده عمر شيخ سوار شده بر زبر پشته برآمد تا به تهيه اسباب قلعه‌گيرى پردازد ناگاه از شست قضا تيرى عمر فرساگشاد يافته بشريان آن شير ژيان رسيد و فى الحال مرغ روحش متوجه عالم بالا گرديد نظم پيوسته به قصد ما از ايندست * بگشاده كمانكش قضا شست كس جان زجفاى او نبرده * تيرش همه بر نشانه خورده ملازمان موكب منصور شاهزاده مغفور همان لحظه قلعه را گرفته با خاك راه يكسان ساختند و هركه را آنجا يافتند از پير هفتاد ساله تا كودك شيرخواره پاره‌پاره كردند و پسر بزرگتر شاهزاده شهيد اميرزاده پير محمد كه مصحوب پدر خود بود باتفاق امرا و اركان نعش مغفرت مآب را بشيراز برده برسم امانت به خاك سپردند و بعد از چندگاه بقبة الخضراء كش نقل كردند و چون خبر شاهزاده بعرض امير تيمور گوركان رسيد زبان خجسته بيان بكلمهء همايون انا للّه و انا اليه راجعون بگشاد و زمام ايالت فارس را در قبضهء درايت ولدار شد شاهزادهء مرحوم اميرزاده پير محمد نهاد و شهادت اميرزاده عمر شيخ در اواسط ربيع الاول سنهء ست و تسعين و سبعمائه روى نمود و بنابر آنكه سنت سنيه قادر مختار تعالى شانه بر اين منوال جارى شده كه در دنيا هرماتمى را سورى در عقب باشد و هرالمى را سرورى متعاقب در روز يكشنبه 19 جمادى الاولى همان سال از افق جاه و جلال اخترى نورگستر طلوع فرمود يعنى در قلعه سلطانيه كه در آنوقت موضع اقامت خواتين و آغايان حرم سراى امير تيمور گوركان بود